X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
رایتل
رکسانا
ستاره ی کوچک من ® - Roxana-رکسانا - عشق بی پایان ®

خوش آمدید


http://s2.picofile.com/file/7129342361/roxana_and_kaveh.gif

http://pardakht.1000charge.com/

فروشگاه خرید شارژ ایرانسل همراه اول تالیا رایتل کلیک کنید

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 20 آذر‌ماه سال 1389

" wmode="opaque" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" quality="high" althtml="

 

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنهاازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت :‌
(( درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند . ))

 بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌(( درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگر مساوی است . تا آن که در یک شب تاریک دو برادر در راه انبارها به یکدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند ........




طبقه بندی:
ارسال توسط منو بابایی...
تقدیر و تشکر از دوستانی که نظر دادن , هرگونه پیشنهاد و انتقاد خود را در این تاپیک مطرح کنید.
بزودی

     

Find    us     on

      

وب سایت  

  www.roxana-mylife.ir 

دوستان برای حمایت از این سایت این آی دی رو  اد کنیدlove_jojo_k@yahoo.com

تمام عکس ها
صفحات جانبی
داستان های عاشقانه
داستان های قشنگ
بیوگرافی بازیگران
بیوگرافی خوانندگان
بازدید کنندگان
پیشنهاد و انتقاد
وضعیت هوای اصفهان

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ